آزادی مطبوعات درانگلستان

 نخستین نشانه های آزادی مطبوعات ،در انگلستان آشکار شدند.البته در انگلستان نیز مانند سایر کشور های اروپایی ،در آغاز ،تمام نشریات چاپی تحت سانسور قرار داشتند و از مقررات خاصی که هیئت سانسورگران انگلستان –معروف به «مجمع ستاره ای »[1] در مورد آنها وضع کرده بود – تبعیت می نمودند .در سال 1641 ،پارلمان انگلستان ،چارلز اول پادشاه این کشور را به لغو مقررات مذکور مجبور ساخت و به دنبال آن روزنامه های متعددی انتشار یافتند.اما در سال 1643 ،بار دیگربه بهانۀ حمایت از «اتحادیه کتابفروشان »در برابر چاپ تقلب آمیز کتاب های آنها ،سانسور برقرار گردید .

«جان میلتون»[2] ،(1608-74 میلادی )،شاعر معروف انگلیسی ،علیه سانسور اخیر به پا خواست و رسالۀ معروف خود «برای آزادی چاپ بدون کسب اجازه »[3]را –که بیشتر به چاپ کتاب ها و نه روزنامه ها مربوط می شد – به همین مناسبت انتشار داد . اما این کوشش در گیر و دار جنگ داخلی آن زمان انگلستان ،بین طرفداران جمهوری و هواداران سلطنت ،بی نتیجه ماند .در سال 1662 با وضع یک قانون جدید دربارۀ ضرورت کسب اجازۀ قبلی انتشار و سانسور نشریات[4] ،محدودیت ها ی مطبوعاتی تشدید گردیدند و تا زمانی پس از انقلاب مشروطیت انگلستان (1688-89)نیز مقررات مربوط به آنها پابرجا ماندند .اما به زودی ،مخالفت علیه سانسور ،به سبب روشهای ناپسند سانسورچیان و ادعاهای بی جای «اتحادیۀ کتابفروشان »،افزایش یافت . تا سرانجام در سال 1694 ،به علت خود داری مجلس عوام انگللستان از تمدید قانون مصوب سال 1662 ،مقررات مربوط به لزوم کسب اجازۀ قبلی انتشار و سانسورِ مندرجات نشریات،به کلی لغو شدند.

پس از لغو مقررات مربوط به اجازۀ قبلی وسانسور ،مطبوعات انگلستان گسترش فوق العاده پیدا کردند .به طوری که نخستین روزنامۀ روزانۀ انگلستان ،موسوم به «جریان روز »[5]،در شرایط جدید آزادی مطبوعات ،در سال 1702 تأسیس گردید .اما در این سال ،هیئت حاکمۀ انگلستان ،برای جلوگیری از پیشرفت مطبوعات ،به اقدامات تازه ای دست زد و با وضع مالیات های گوناگون ،مانند «حق تمبر مطبوعات »،«عوارض آگهی ها »و «عوارض کاغذ»و«امثال آنها ،مدیران مطبوعات  را در فشار مالی گذاشت .

علاوه بر آن ،آزادی سیاسی مطبوعات نیز در طول قرن هجدهم ،با اقدامات قضایی مختلف و محکومیت های سنگین روزنامه نگاران ،محدود می گردید . دراین دوره ،به موجب نظریۀ «لرد مانسفیلد»[6]،وزیر دادگستری وقت انگلستان ،هیئت منصفه که معمولا به جرائم مطبوعاتی رسیدگی می کند فقط می توانست دربارۀ نویسندگان نوشته های به اصطلاح مجرمانه ،نظر بدهد و ارزیابی مجرم بودن نویسنده ،در صلاحیت قضات بود .البته ،قضات انگلیسی به سبب استقلال شغلی خود ،گاهی بدون توجه به روحیۀ محافظه کارانۀ هیئت حاکمۀ آن زمان که نسبت به اشاعۀ اندیشه های نو از طریق مطبوعات نظر مساعد نداشت  روز نامه نگاران را تبرئه می کردند .با تمام احوال ،در نیمۀ دوم قرن هجدهم ،برخی از مدیران مطبوعات انگیلسی برای آزادی واقعی نشریات دوره ای ،کوشش های فراوانی می نمودند .

«ویلکس »مدیر روزنامۀ«نورت بریتون »[7]،که در سال 1762در نخستین شمارۀ این روزنامه ،آزادی مطبوعات را مستحکم ترین سنگر آزادی های کشور معرفی می کرد و «جانیوس »روزنامه نگار اسرارآمیزی ،که مدت سه سال (از1769تا 1772)با نوشتن نامه های سرگشاده،علیه نظریۀ مانسفیلد مبارزه می نمود ،از معروف ترین مبارزان آزادی مطبوعات در این دوره به شمارمی رفتند .

نخستین اصلاحات آزادی گرایی، در اواخر قرن هجدهم جلوه گر شدند .در سال 1771،مطبوعات انگلستان حق انتشار مذاکرات جلسات پارلمان را به دست آوردند و در سال 1792 ،تحت فشار مدیران مطبوعات ،قانون خاصی[8] از تصویب پارلمان گذشت و به موجب آن، ارزیابی عمیق درباره جرائم مطبوعاتی ،از اختیارات هیئت منصفه شناخته  شد . در همین اوضاع و احوال بود که «ادموند بورک»،رجل سیاسی آن، مطبوعات را «رکن چهارم دموکراسی »،معرفی می کرد .

منبع:حقوق ارتباطات،دکتر کاظم معتمد نژاد،دکتر رویا معتمد نژاد،دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها،جلد یکم،چاپ 1388،صص 69-72

         



The Stare Chamber-[1]  این مجمع به سبب نقش های ستاره داری که بردیوار های محل برگزاری جلسات آن وجودداشتند،به این نام معروف شده بود.

[2] -John Milton

Areopagitica:For the Liberty of Unlicensed Printing_3

Licencing Act _[4]

Daily Current-[5]                

[6] .Lord Mansfield

[7] .North Briton

[8] .Foxs Libel  Act