سیر تاریخی آزادی مطبوعات (آزادی مطبوعات در فرانسه)
در قرن هجدهم،مطبوعات فرانسه که جلوه گاه اندیشه های نو ،انتقادگر عقاید سنّتی و نهادهای قدیمی و تدارک جوی اصلاحات سیاسی و اجتماعی ،به شمار می رفتند،محیط رشد مناسبی پیدا کردند. در آن دوره ،نشریات مسلکی شدیداللحن و هیجان انگیزی انتشار می یافتند . اما این نشریات ،بیشتر غیر دوره ای بودند و به صورت کتاب و رساله و جنگ،به چاپ می رسیدند . در عین حال ،بزودی مجله های علمی و ادبی گوناگونی نیز پدید آمدند که متفکران و نویسندگان معروفی مانند «دیدرو »،«ولتر »،«دالامبر »،«کوند ورسه»،با آنها همکاری می کردند .سرانجام نخستین روزنامۀ روزانۀ فرانسه ،به نام «روزنامه پاریس» [1]،که «از همه چیز غیر از سیاست سخن می گفت »،در اول ژانویه1777،منتشر شد.
نظام حقوقی حاکم بر مطبوعات این دوره ،اصولاً یک نظام احتیاطی و پیشگیرانه[2] بود که از طریق الزام به کسب اجازه یا امتیاز انتشار و سانسور قبلی مندرجات ،اعمال می گردید.متن های «قانونی »مختلفی ،که معمولاً تمام نشریات چاپی دوره ای یا غیر دوره ای را در بر می گرفتند ،اختیار دولت ،برای بازداری مطبوعات از افشای اطلاعات ضروری و اجرای تصمیمات خودسرانه علیه آنها را گسترش می دادند . در کنار مقررات محدود کننده دولتی ،مقررات شدید حرفه ای نیز وجود داشتند .صاحبان چاپخانه ها و کتابفروشی ها ،از سازمان خاصی نظیر سازمان اصناف ،تبعیت می کردند .آئین نامه های مربوط به تأسیس و ادارۀ چاپخانه ها و کتابفروشی ها ،به حدی محدود کننده بودند که در عمل ،انتشار کتاب ها رامتوقف می نمودند ،در مقررات راجع به چاپ و انتشار کتاب ها ،نه تنها برای ناشران ،بلکه برای نویسندگان نیز مجازات های سنگین پیش بینی شده بودند .به طور مثال ، به موجب تصویب نامه ای که در سال1757 به مورد اجرا گذاشته شد ،نویسنده هر نوشته ای که سبب تهییج افکار عمومی می گردید ،به مجازات اعدام محکوم می شد . در سانسور مطبوعات و کتاب ها ،مقامات مختلفی مداخله می کردند و گاهی در این زمینه ،بین آنها برخورد پدید می آمد . نیرومند ترین مرجع سانسور ،«مدیر کتابفروشی»[3] بود. وی در استانه انقلاب کبیر فرانسه ،178سانسورچی در اختیار داشت .سانسورگران ،کتاب ها و نشریات را توقیف می کردند ،نویسندگان آنها را به زندان می انداختند و در آنجا آنها را به زنجیر می کشیدند و گاهی برخی از آنها را به دار می آویختند .حکومت استبدادی وقت فرانسه ،به تعقیب و مجازات نویسندگان مطبوعات مخالف و حمایت از مطبوعات موافق خویش ،اکتفا نمی کرد و بعضی اوقات ،خود نیز روزنامه های خاص انتشار می داد و اغلب ،اطلاعات و مقامات مخصوصی را که مأموران آن تهیه می کردند ،در روزنامه های مختلف به چاپ می رساند .
با تمام احوال ،از اواسط قرن هجدهم ،بر اثر تضعیف قدرت سلطنت استبدادی و پیشرفت اندیشه های روشنگرانۀ فلاسفۀ سیاسی و گسترش فعالیت علیه هواداران نظام حاکم ،عملاً نوعی اغماض در مورد مطبوعات پدید امد . تا جایی که «گیوم مالزرب »(1721-94 میلادی)،«مدیر کتابفروشی »نیز سانسور را مورد انتقاد قرار د اد و رساله کوچکی دربارۀ آزادی مطبوعات نوشت .
نشریات دوره ای فرانسه در سالهای پیش از انقلاب بدون تردید به گسترش اندیشه های نو کمک فراوان کردند .مع الوصف ،توزیع این نشریات ،که از طریق کتابفروشی ها و روزنامه فروشان دوره گرد صورت می گرفت و گاهی با منافع سرشار همراه بود و سهم ثابتی هم به مأموران دولتی می رساند،به علت گرانی قیمت فروش آنها و بی سوادی اکثریت مردم و همچنین پیشرفته نبودن تجهیزات چاپی و سختگیری های سیاسی ،محدود بود .
منبع:حقوق ارتباطات،دکتر کاظم معتمدنژاد،دکتر رویا معتمد نژاد،جلد یکم،دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها