فهرست‌ مطالب‌‏
‏ قانون‌ مطبوعات‌ آلمان‌‏
‏ مقدمه‌‏
‏ 1. اصول‌ اساسي‌ آزادي‌ مطبوعات‌  ‏
‏ 2. قوانين‌ حمايتي‌ ‏
‏ 3. حدود مداخله‌ در آزادي‌ مطبوعات‌  ‏
‏ 4. محافظت‌ در برابر انتقادهاي‌ غيرقانوني‌ مطبوعات‌‏
 ‏ الف‌. ادارة‌ مطبوعات‌‏
 ‏ ب‌. روش‌هاي‌ قانوني‌‏
‏ 5. قوانين‌ مطبوعاتي‌ ايالتي‌ ‏
 ‏ الف‌. وظايف‌ عمومي‌ مطبوعات‌ ‏
 ‏ ب‌. حق‌ اطلاع‌رساني‌ مطبوعات‌ ‏
 ‏ ج‌. وظايف‌ خاص‌ مطبوعات‌ ‏
 ‏ د. برداشت‌ها ‏
 ‏ هـ. وظايف‌ مدير مسؤول‌ ‏
 ‏ و. تفکيک‌ مديريت‌ از بخش‌ آگهي‌ها ‏
 ‏ ز. اقامة‌ دعوي‌  ‏
‏ 6. اتحادية‌ مطبوعات‌ آلمان‌  ‏
 ‏ الف‌. اصول‌ قانوني‌ خودسانسوري‌ مطبوعات‌ ‏
 ‏ ب‌. توسعة‌ تاريخي‌ مطبوعات‌ ‏
 ‏ ج‌. ساختار ادارة‌ مطبوعات‌ آلمان‌ ‏
 ‏ د. وظايف‌ ادارة‌ مطبوعات‌ آلمان‌ ‏
‏ قوانين‌ مطبوعات‌ هامبورگ‌  ‏
‏ شوراي‌ مطبوعات‌ آلمان‌  ‏
‏ مجموعه‌ قوانين‌ به‌ همراه‌ دستورالعمل‌هاي‌ مربوط‌ به‌ سردبيري‌ مصوب‌ 1996   ‏
 

‏ قانون‌ مطبوعات‌ آلمان‌ ‏
‏ مقدمه‌ ‏
‏ 1. اصول‌ اساسي‌ آزادي‌ مطبوعات‌ ‏
‏ مادة‌ 5 قانون‌ اساسي‌ جمهوري‌ فدرال‌ آلمان‌ در ‏مورد آزادي‌ مطبوعات‌ اشعار مي‌دارد: ‏
 ‏ 1.  افراد در بيان‌ مطالب‌ به‌صورت‌ گفتار، نوشتار و ‏تصوير ‏ آزاداند و هيچ‌کس‌ نمي‌تواند مانع‌ ‏دسترسي‌ آزادانة‌ آن‌ها به‌ اطلاعات‌ شود مگر اين‌که‌ ‏اين‌ اطلاعات‌ مخّل‌ امنيت‌ جامعه‌‏ ‏ باشد. آزادي‌ ‏مطبوعات‌ و تهية‌ خبر و گزارش‌ توسط‌‏ ‏ رسانه‌ها ‏تضمين‌ شده‌ است‌ و هيچ‌گونه‌ سانسوري‌ اعمال‌ ‏نمي‌شود.‏
‏ 2.  محدوديت‌هاي‌ حق‌ کسب‌ اطلاعات‌ در ‏پيش‌نويس‌ قوانين‌ عمومي‌ و آيين‌نامه‌هاي‌ مربوطه‌ ‏آمده‌ است‌، قوانين‌ و‏ ‏ آيين‌نامه‌هايي‌ که‌ به‌ حفاظت‌ ‏و صيانت‌ از شؤون‌ اخلاِ‏ ‏ فردي‌ و جوانان‌ مربوط‌ ‏مي‌شود.‏
‏ اين‌ قوانين‌ اوليه‌ و اساسي‌ همواره‌ در قضاوت‌هاي‌ ‏دادگاه‌ قانون‌ اساسي‌ فدرال‌ داراي‌ اهميت‌ بسيار ‏تعيين‌کننده‌ براي‌ مناطق‌ داراي‌ حکومت‌هاي‌ ليبرال‌ ‏است‌ و براساس‌ اين‌ اصل‌ دولت‌ نمي‌تواند آزادي‌ را ‏محدود کند. نبود سانسور در مطبوعات‌، عنصر ذاتي‌ ‏و اساسي‌ دولت‌هاي‌ آزاد است‌ زيرا آزادي‌ ‏مطبوعات‌ سياسي‌ منتشره‌ براي‌ حکومت‌هاي‌ ‏دموکراتيک‌ بسيار لازم‌ و ضروري‌ است‌ و در ‏کشورهاي‌ معرف‌ دموکراسي‌، مطبوعات‌ همچون‌ ‏پل‌ ارتباطي‌ براي‌ ايجاد رابطه‌ و کنترل‌ دوجانبة‌ بين‌ ‏دولت‌ و نمايندگان‌ مجلس‌ از يک‌ طرف‌ و ملت‌ از طرف‌ ‏ديگر است‌.‏
‏ اصول‌ اساسي‌ آزادي‌ مطبوعات‌ شامل‌ دو بخش‌ ‏است‌.‏
‏ بخش‌ نخست‌ آن‌ شامل‌ اصول‌ قانوني‌ مطبوعات‌ و ‏خانوادة‌ مطبوعات‌ در مقابل‌ محدوديت‌هاي‌ به‌وجود ‏آمده‌ توسط‌ دولت‌ است‌ که‌ در مادة‌ 5 ‏قانون‌اساسي‌ آلمان‌ با عنوان‌ نهاد ' مطبوعات‌ آزاد ‏‏``  تضمين‌ شده‌ است‌. در بخش‌ دوم‌ دولت‌ موظف‌ ‏است‌ براي‌ تمام‌ اشخاص‌ و مطبوعاتي‌ که‌ تحت‌ ‏نظارتِ حقوققي‌ او قرار دارند يک‌ قانون‌ کلي‌ و ‏فراگير اجرا نمايد و لازمة‌ اين‌ امر نيز دادن‌ آزادي‌ به‌ ‏مطبوعات‌ است‌. براساس‌ اصل‌ دستيابي‌ آزادانه‌ به‌ ‏اطلاعات‌، سازمان‌هاي‌ مطبوعاتي‌ و اولياي‌ امور ‏موظف‌اند امکانات‌ لازم‌ را در اختيار رسانه‌ها جهت‌ ‏دستيابي‌ آزادانة‌ اطلاعات‌ فراهم‌ نمايند.‏
‏ مادة‌ 5 بند 1 قانون‌ اساسي‌ آلمان‌ فعاليت‌ آزادانة‌ ‏مطبوعات‌ را از زمان‌ توليد و جمع‌آوري‌ خبر تا ‏آماده‌سازي‌ و چاپ‌ آن‌ تضمين‌ مي‌کند.‏
‏ 2. قوانين‌ حمايتي‌ ‏
‏ در قوانين‌ عمومي‌ جمهوري‌ فدرال‌ آلمان‌،قانون ويژة‌ ‏مطبوعات‌ نيز پيش‌بيني‌ شده‌ است‌. اين‌ قوانين‌ ‏عمومي‌ عبارت‌اند از:‏
‏ ممنوعيت‌ ماليات‌ يا هرگونه‌ پيش‌آمدي‌ که‌ عليه‌ ‏مطبوعات‌ باشد. هيچ‌کس‌ حق‌ ندارد دست‌اندرکاران‌ ‏مطبوعات‌ را مجبور به‌ همکاري‌ نمايد و هيچ‌ دولت‌ و ‏قدرتي‌ نمي‌تواند از حق‌ قانوني‌ مطبوعات‌ براي‌ ‏دستيابي‌ آزادانه‌ به‌ اطلاعات‌ ممانعت‌ نمايد و يا آن‌ را ‏تحت‌ سؤال و پيگرد قرار دهد. آزادي‌ مطبوعات‌ ‏تضمين‌ شده‌ است‌.‏
‏ مطبوعات‌ را فقط‌ تحت‌ شرايط‌ خاصي‌ مي‌توان‌ ‏توقيف‌ نمود و اين‌ در صورتي‌ است‌ که‌ مطبوعات‌ از ‏قانون‌ مطبوعات‌ تخطي‌ نمايند. کساني‌ که‌ در ‏مطبوعات‌ شاغل‌اند (اعم‌ از سردبير، ناشر، ‏مديرمسؤول‌، خبرنگار و... که‌ به‌طور مستمر مشغول‌ ‏به‌کاراند)، حقِ دادن‌ شهادت‌ عليه‌ مؤلف‌ يا نويسنده‌ ‏و همچنين‌ راوي‌ خبر را ندارند. در اين‌ مورد فقط‌ ‏انجمن‌هاي‌ صنفي‌ و دادگاه‌ مطبوعات‌، براساس‌ ‏قانون‌ مطبوعات‌، مي‌توانند تصميم‌گيري‌ نمايند. در ‏اين‌ مورد هيچ‌گونه‌ امتياز ويژه‌اي‌ به‌ رسانه‌ها داده‌ ‏نشده‌ است‌، مگر در چارچوب‌ حفظ‌ اطلاعات‌ ‏خصوصي‌ شهروندان‌ در برابر سوء استفاده‌ از آن‌ها.‏
‏ 3. حدود مداخله‌ در آزادي‌ مطبوعات‌‏
‏ تبصرة‌ 2 مادة‌ 5، آزادي‌ مطبوعات‌ را به‌طور نامحدود ‏تضمين‌ نکرده‌ است‌ و قوانين‌ عمومي‌ محدويت‌هايي‌ ‏را دربارة‌ حمايت‌ و صيانت‌ از جوانان‌ و حفظ‌ شؤونات‌ ‏اخلاقي‌ پيش‌بيني‌ کرده‌ است‌. اين‌ محدوديت‌ها در ‏جوامع‌ دموکراتيک‌ و آزادي‌خواه‌ پذيرفته‌ شده‌ است‌. ‏در قانون‌ اساسي‌ اين‌ کشورها نيز چنين‌ حقي‌ ‏براي‌قانون‌گذاران‌ ايالتي‌ و فدرال‌ قائل‌ شده‌اند و ‏قانون‌گذار به‌هيچ‌وجه‌ حق‌ دخالت‌ در محتواي‌ قانون‌ ‏مطبوعات‌ را ندارد.‏
‏ در يکي‌ از مصوبات‌ بسيار معتبر و موثق‌ قانون‌ ‏اساسي‌ آلمان‌ اين‌چنين‌ آمده‌: ‏
‏ از محتواي‌ اصلي‌ قانون‌ اساسي‌ اين‌گونه‌ ‏مستفاد مي‌شود که‌ نبايد به‌وسيلة‌ قوانين‌ ‏ساده‌ و عمومي‌، قوانين‌ اساسي‌ و اصلي‌ ‏ناديده‌ گرفته‌ شود زيرا اين‌ کار منطقي‌ و عاقلانه‌ ‏نيست‌. قوانين‌ عمومي‌ بايد طوري‌ تنظيم‌ شود ‏که‌ از نظر تأثيرات‌، مشابه‌ قوانين‌ اصلي‌ و ‏اساسي‌ باشد و از نظر محتوا رابطة‌ منطقي‌ با ‏آن‌ داشته‌ باشد و به‌گونه‌اي‌ تفسير شود که‌ ‏ارزش‌ محتوايي‌ اين‌ قوانين‌ در همة‌ شرايط‌ حفظ‌ ‏گردد. پل‌ ارتباطِ دوجانبة‌ بين‌ قوانين‌ اساسي‌ و ‏عمومي‌، موجب‌ تحديد قوانين‌ اساسي‌ و اصلي‌ ‏توسط‌ قوانين‌ عمومي‌ نخواهد شد، بلکه‌ از ‏يکديگر تأثير مي‌پذيرند و مکمل‌ يکديگراند و در ‏واقع‌، قوانين‌ عمومي‌ زمينه‌ساز قوانين‌ اساسي‌ ‏هستند. به‌هرروي‌ حکومت‌هاي‌ دموکراتيک‌ اين‌ ‏موارد را در قوانين‌ اصلي‌ و اساسي‌ خود ‏گنجانده‌اند تا بتوانند در صورت‌ لزوم‌ ‏محدوديت‌هاي‌ موردنظر را وارد قانون‌ کنند.‏
 ‏ اگر به‌ هر دليلي‌ حقوق اولية‌ آزادي‌ ‏مطبوعات‌ با يکي‌ از مصوبات‌ حقوق عمومي‌ ‏تداخل‌ داشته‌ باشد در اين‌ صورت‌ براي‌ رفع‌ ‏محدوديت‌هاي‌ پيش‌آمده‌، تبصرة‌ 2 مادة‌ 5 قانون‌ ‏اساسي‌ هيچ‌گونه‌ برتري‌ نسبت‌ به‌ تبصرة‌ 1 ‏مادة‌ 5 نخواهد داشت‌. با رعايت‌ موازين‌ خاص‌ و ‏سنجش‌ و ارزيابي‌ دقيق‌ مي‌توان‌ مشکلات‌ ‏به‌وجود آمده‌ را حل‌ نمود.‏
‏ 4. محافظت‌ در برابر انتقادهاي‌ غيرقانوني‌ ‏مطبوعات‌‏
‏ طبق‌ قانون‌ مطبوعات‌، در صورت‌ انتقاد شديد ‏مطبوعات‌ عليه‌ افراد، سازمان‌ها و...، اين‌ افراد و ‏سازمان‌ها از حمايت‌ قانون‌ برخورداراند. ‏
‏ الف‌. ادارة‌ مطبوعات‌ ‏
‏ در اين‌جا منظور ادارة‌ مطبوعات‌ آلمان‌ است‌ که‌ ‏وظيفة‌ آن‌ از طرفي‌ کنترل‌ مطبوعات‌ وابسته‌ و از ‏طرف‌ ديگر دفاع‌ از مطبوعات‌ در مقابل‌ تهديدها و ‏انتقادات‌ شديد (از افراد، شخصيت‌ها و سازمان‌ها و ‏برعکس‌) است‌. دادخواست‌هاي‌ رسيده‌ به‌ ادارة‌ ‏مطبوعات‌ در کميتة‌ پيگيري‌ شکايت‌هاي‌ ادارة‌ کل‌ ‏مطبوعات‌ جمهوري‌ فدرال‌ آلمان‌ بررسي‌ مي‌شود و ‏همچنين‌ کتاب‌ قانون‌ ادارة‌ مطبوعات‌ آلمان‌ شامل‌ ‏قوانين‌ عام‌ مدوني‌ دربارة‌ حقوق مطبوعات‌ است‌ و ‏قوانين‌ بي‌شماري‌ نيز در مورد امور انتشاراتي‌ و ‏کارهاي‌ چاپي‌ در آن‌ گنجانده‌ شده‌ است‌ که‌ اين‌ ‏قوانين‌ و توصيه‌ها (خطوط‌ اصلي‌ مديريت‌ مطبوعات‌ ‏و انتشارات‌) به‌صورت‌ دسته‌بندي‌شده‌ جمع‌آوري‌ و ‏مکملي‌ براي‌ کتاب‌ قانون‌ (مجموعه‌ قوانين‌) است‌.  ‏
‏ در مورد  امور انتشاراتي‌ در مجموعه ‌قوانين16اصل‌ ‏اساسي‌ وجود دارد که‌ مثلاً  مي‌توان‌ به‌  ' ‏آموزش‌هاي‌ لازم‌ براي‌ انتشار اخبار ``  اشاره‌ نمود. ‏اين‌ قوانين‌ به‌عنوان‌ معتبرترين‌ مقررات‌ مطبوعات‌ ‏شمرده‌ مي‌شود. گزارش‌ها و ادعاهايي‌ که‌ بعداً ‏کذب‌ آن‌ها اثبات‌ شود بايد به‌وسيلة‌ ناشر در همان‌ ‏صفحه‌ و با همان‌ تيتر و روش‌ چاپ‌ شود. ‏
‏ انتشار اتهام‌هاي‌ بي‌پايه‌ و اساس‌، خلاف‌ اخلاِ و ‏منشور روزنامه‌نگاري‌ است‌. محترم‌ شمردن‌ و توجه‌ ‏به‌ شخصيت‌ اجتماعي‌ و خصوصي‌ افراد از وظايف‌ ‏اصلي‌ مطبوعات‌ است‌. بدين‌جهت‌ در امور ‏مطبوعاتي‌ طريقة‌ کسب‌ خبر و انتشار آن‌ بايد ‏به‌صورت‌ کاملاً مناسب‌ مدنظر قرار گيرد. ‏
‏ ب‌. روش‌هاي‌ قانوني‌ ‏
‏ از طريق‌ دادگاه‌ها مي‌توان‌ محدويت‌هايي‌ براي‌ ‏مطبوعات‌ ايجاد کرد. منظور مطبوعاتي‌ هستند که‌ ‏قانون‌ را رعايت‌ نمي‌کنند، در اين‌صورت‌ مراجع‌ ‏قضايي‌ مي‌توانند از طريق‌ قوانين‌ قضايي‌ مرتبط‌ ‏اقدامات‌ لازم‌ را به‌عمل‌ آورند. يکي‌ از اين‌ موارد ‏قانوني‌ ملزم‌ کردن‌ مطبوعات‌ به‌ چاپ‌ جوابيه‌ است‌. ‏اگر ادعاي‌ نادرستي‌ همراه‌ با توهين‌ و تهمت‌ در ‏مطبوعات‌ چاپ‌ شود قانون‌گذار و مسؤولان‌ قضايي‌ ‏مي‌توانند از انتشار اين‌گونه‌ ادعاهاي‌ نادرست‌ قبل‌ ‏و يا بعد از انتشار آن‌ جلوگيري‌ نمايند. جلوگيري‌ از ‏اين‌گونه‌ ادعاها و تهمت‌ها نه‌تنها دربرگيرندة‌ ‏ادعاهاي‌ حقيقي‌ و حقوققي‌ است‌ بلکه‌ ديدگاه‌هاي‌ ‏افراد را نيز دربرمي‌گيرد. هنگامي‌ که‌ به‌ شخصيت‌ ‏افراد خدشه‌ وارد شود قانون‌گذار و مسؤولان‌ ‏قضايي‌ موظف‌اند نسبت‌ به‌ اعادة‌ حيثيت‌ افراد ‏حقيقي‌ و حقوققي‌ اقدام‌ نمايند و فرد خاطي‌ را ‏مجازات‌ و وادار به‌ پرداخت‌ غرامت‌ نمايند.‏
‏ ادعاهاي‌ خلاف‌ واقع‌ مطبوعات‌ توسط‌ محاکم‌ ‏قضايي‌ مورد پيگرد قانوني‌ قرار مي‌گيرند، مثلاً ‏سخنراني‌ها و توهين‌ها و افتراهاي‌ رايج‌. در اين‌ ‏حالت‌ قانون‌ موظف‌ است‌ از فردي‌ که‌ مورد تهمت‌ و ‏توهين‌ قرار گرفته‌، اعادة‌ حيثيت‌ کند. به‌خصوص‌ ‏اجراي‌ اين‌ احکام‌ در مورد سياستمداران‌ شديدتر ‏است‌.‏
‏ در مادة‌ 178 قانون‌ مجازات‌، در مورد کساني‌ که‌ ‏مخّل‌ آزادي‌ افراد مي‌شوند اين‌گونه‌ آمده‌ است‌: ‏
وقتي‌ فردي‌ زندگي‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ ‏شهروندي‌ را به‌طور آشکار يا به‌وسيلة‌ انتشار ‏گزارش‌، خبر يا مصاحبه‌ تهديد کند و يا به‌ او ‏تهمت‌ بزند و اين‌ عمل‌ باعث‌ شود زندگي‌ ‏اجتماعي‌ آن‌ فرد به‌ خطر افتد در اين‌ صورت‌ ‏عمل‌ مفتري‌، مجرمانه‌ تلقي‌ شده‌ و قابل‌ پيگرد ‏است‌.‏
‏ مادة‌ 131 قانون‌ جزا يکي‌ از قوانيني‌ است‌ که‌ از ‏انتشار نامحدود اخبار و گزارش‌ها ممانعت‌ به‌عمل‌ ‏مي‌آورد. براساس‌ اين‌ قانون‌، اگر فردي‌ به‌وسيلة‌ ‏انتشار مقاله‌، گزارش‌ يا خبر، خشونت‌ بي‌رحمانه‌ ‏عليه‌ انسان‌ها و همچنين‌ روش‌هاي‌ غيرانساني‌ را ‏تفسير نموده‌ و اين‌ اعمال‌ را عادي‌ و بي‌اهميت‌ ‏جلوه‌ دهد و يا از اين‌ اعمال‌ تعريف‌ و تمجيد نمايد ‏مصداِ اشاعة‌ تفکر نژادپرستانه‌ است‌ و بايد محاکمه‌ ‏و مجازات‌ شود. ‏
‏ مواد قانوني‌ ديگري‌ که‌ مي‌تواند آزادي‌ مطبوعات‌ را ‏تحديد کند بيش‌تر شامل‌ جرائم‌ سياسي‌ است‌ که‌ ‏عبارت‌اند از: خيانت‌ به‌ صلح‌ (تحريک‌ به‌ جنگ‌)، خيانت‌ ‏به‌ کشور و دولت‌، و در معرض‌ خطر قرار دادن‌ امنيت‌ ‏ملي‌ و خارجي‌ با پخش‌ و نشر اسرار دولتي‌ و ‏نظامي‌. انتشار اين‌گونه‌ موارد غيرمجاز و قابل‌ پيگرد ‏قضايي‌ است‌.‏
‏ 5. قوانين‌ مطبوعات‌ ايالتي‌ ‏
‏ کشور آلمان‌ داراي‌ دولت‌ فدرال‌ است‌ و صلاحيت‌ ‏قانون‌گذاري‌ اين‌ کشور نيز به‌ دو صورت‌ ايالتي‌ و ‏فدرال‌ است‌. قوانين‌ مطبوعاتي‌ ايالتي‌ تعيين‌کنندة‌ ‏قوانين‌ مطبوعاتي‌ کشور است‌.‏
‏ تبصرة‌ 2 مادة‌ 75 قانون‌ اساسي‌ صلاحيت‌ ‏قانون‌گذاري‌ حکومت‌ فدرال‌ در حوزة‌ مطبوعات‌ را ‏محدود به‌ مصوبات‌ در چارچوب‌ مقررات‌ عمومي‌ ‏مربوط‌ به‌ مطبوعات‌ مي‌داند. چارچوب‌ قوانين‌ ايالتي‌ ‏را قوانين‌ فدرالي‌ مشخص‌ مي‌کند. براساس‌ اين‌ ‏ماده‌ اتحادية‌ روزنامه‌نگاران‌ ايالت‌هاي‌ مختلف‌ به‌ ‏قوانين‌ مطبوعاتي‌ جداگانه‌ احتياج‌ ندارند زيرا قانون‌ ‏مطبوعات‌ ايالتي‌ با قانون‌ مطبوعات‌ فدرال‌ ‏هماهنگي‌ کامل‌ دارد. ‏
‏ در آلمان‌ غربي‌، قانون‌ مطبوعات‌ در سال‌ 1966 ـ ‏‏1964 تصويب‌ شد و وقتي‌ آلمان‌ شرقي‌ و غربي‌ در ‏سال‌ 1990 دوباره‌ متحد شدند، قانون‌ مطبوعات‌ ‏سابق‌ آلمان‌ شرقي‌ در ايالت‌هاي‌ جديد جمهوري‌ ‏فدرال‌ آلمان‌ باطل‌ شد و قانون‌ مطبوعاتي‌ يکساني‌ ‏در جمهوري‌ فدرال‌ آلمان‌ شکل‌ گرفت‌. در اين‌ قانون‌، ‏قانون‌گذار سه‌ هدف‌ را مدنظر داشت‌: ‏
‏ 1. به‌وجود آوردن‌ قانون‌ مطبوعات‌ مناسب‌ و ‏درست‌؛ ‏
‏ 2. ايجاد چارچوب‌ مشخص‌ براي‌ مطبوعات‌ در ‏جمهوري‌ فدرال‌ آلمان‌، تا نه‌تنها مطبوعات‌ احساس‌ ‏امنيت‌ نمايند‏ ‏ بلکه‌ قانون‌ مطبوعات‌ واحدي‌ در ‏سراسر کشور حکم‌فرما شود؛ ‏
‏ 3. قانون‌گذار مي‌خواست‌ روح‌ آزادي‌خواهي‌ را، ‏آن‌طور که‌ در‏ ‏ مادة‌ 5 قانون‌ اساسي‌ درخصوص‌ ‏آزادي‌ مطبوعات‌ بيان  شده‌، در قانون‌ مطبوعات‌ احيا ‏کند و همچنين‌ موارد قانون ‌شکني‌ در قوانين‌ ‏مطبوعات‌ ايالتي‌ را بيابد.‏
 ‏ مهم‌ترين‌ مصوبات‌ قانون‌ مطبوعات‌ ايالتي‌ ‏عبارت‌اند از:‏
‏ الف‌. وظايف‌ عمومي‌ مطبوعات‌ ‏
‏ يکي‌ از مهم‌ترين‌ وظايف‌ قانوني‌ مطبوعات‌ ايالتي‌، ‏شناخت‌ مسائل‌ عمومي‌ مطبوعات‌ است‌. اين‌ مهم‌ ‏در همة‌ قوانين‌ مطبوعاتي‌ ايالتي‌ با مضمون‌ وظايف‌ ‏همة‌ مطبوعات‌: توليد و انتشار اخبار، موقعيت‌يابي‌، ‏انتقاد کردن‌ و يا موارد ديگر که‌ بر ساختار نظري‌ ‏جامعه‌ تأثيرگذار باشد، وجود دارد.‏
‏ ب‌. حق‌ اطلاع‌رساني‌ مطبوعات‌ ‏
‏ همة‌ قوانين‌ مطبوعات‌ ايالتي‌ اين‌ حق‌ را به‌ ‏مطبوعات‌ مي‌دهند که‌ در مقابل‌ دولتمردان‌ و مردم‌ ‏حق‌ اطلاع‌رساني‌ داشته‌ باشند و اين‌ مسأله‌ از نظر ‏قضايي‌ نيز مورد تأکيد قرار گرفته‌ است‌. جمهوري‌ ‏فدرال‌ آلمان‌ از معدود کشورهايي‌ است‌ که‌ حق‌ ‏اطلاع‌رساني‌ عليه‌ دولتمردان‌ را محترم‌ شمرده‌ ‏است‌.‏
‏ ج‌. وظايف‌ خاص‌ مطبوعات‌ ‏
‏ حق‌ ويژة‌ مطبوعات‌ بايد با حدود مطبوعات‌ ‏همخواني‌ داشته‌ باشد و مطبوعات‌ بايد تا حد امکان‌ ‏واقعيت‌ها را آن‌طور که‌ هست‌ گزارش‌ نمايند. ‏بدين‌جهت‌ مطبوعات‌ بايد در مورد صحت‌ و سقم‌ ‏اخبار و گزارش‌ها قبل‌ از انتشار اطمينان‌ حاصل‌ ‏نمايند. براين‌اساس‌ مطبوعات‌ موظف‌اند از چاپ‌ ‏اخبار و گزارش‌ها و يا آثاري‌ که‌ با پيگرد قضايي‌ ‏همراه‌ است‌، اجتناب‌ نمايند.‏

انتهاي خبر //  دفتر مطالعات و برنامه ريزي رسانه ها  ::::  کد خبر 725